احمد على بابائى

62

منتخب نهج البلاغه ( فارسى )

غفلت در غافله‌اى چو مردم دهر بخواب * كآن را بكشندى ساربان راه سراب آگه نبوند و ره شود طى ناگاه * آن گاست كه بگذشته بسى از سر آب اهل الدنيا كركب يسارهم ( إلخ ) مردم گيتى چون كاروانى را كه همه در خوابند و ساربان آن را مى كشد مى مانند كه آگاه نيستند و راه ناگهان طى شود ، آن گاه ديگر خيلى دير است براى شناختن راه درست و گمراهى و خوشا به آنكه بيدار است در راهى كه طى مىكند و از خواب غفلت و عواقب آن آگاه است و تو اى مؤمن و پرهيزگار و خداشناس بيدار باش و بدان كه دنيا را فنا باشد و تو نيز پس از چندى عمر به آن جهان رهسپار خواهى شد و كيفر گناه و ثواب ، بدى و نيكى خواهى داد بيدار باش و بدان كه بر سرت چه مى گذرد و خود چه ميكنى و برخيز از خواب غفلت كه چون به مقصد رسيدى ببينى سودش را و سودش همان شناخت خويش خواهد بود در كارى كه به آن گماشته شده‌اى ، پس : مردم روزگار در غافله‌اى خواب باشند كه ساربانش آنانرا سوى سراب و نابودى مى كشاند و ناخودآگاه راه طى گردد و آن زمان است كه آب غفلت از سر گذشته باشد و ندامت را سودى نيست و قافله بخت بسرمقصد منزل رسيده و متاع عمر تحويل دهد .